اولین ترجمۀ مکتوب سال ۱۸۶۱ میلادی منتشر و آخرین ترجمۀ مورد بحث ما سال ۲۰۲۰ چاپ شده است. تقسیمبندی جدیدی از روند ترجمههای مذکور در رابطه با بافت فرهنگی خاصی که این ترجمهها در آن شکل گرفتهاند، ارائه میشود. با توجه به اینکه فعالیت ترجمه از زبان فارسی به زبان بوسنیایی در نیمۀ دوم قرن نوزدهم آغاز میشود و اینکه متون کلاسیک فارسی به اشکال دیگر از قرن پانزدهم میلادی در این سرزمینها حضور داشتهاند، ضروری است به این زمینۀ متفاوت نیز بهطور مختصر اشاره شود.
شناخت فرهنگهای بیگانه تنها از راه ترجمه صورت نمیگیرد؛ روشها و راههای دیگری نیز وجود دارد که برخی از آنها بسیار مؤثرتر و پایدارتر از ترجمه هستند، و در برخی موارد پیوند میان دو فرهنگ آنچنان قوی است که حتی ترجمه میتواند آن را تضعیف کند. جایگاهی که برخی از امهات متون ادبیات فارسی در دورۀ بین قرون پانزدهم تا نوزدهم میلادی در سنت فرهنگی مسلمانان بالکان تحت سلطه عثمانیها داشتند، نشاندهندۀ وجود چنین پیوندهای عمیق و ماندگاری میان دو فرهنگ است.
در این زمینه، لازم است توضیحی مختصر دربارۀ مسیرهای مختلف تأثیرات زبانی ارائه شود. بهطور کلی، یک زبان در شرایط خاص ارتباط مستقیم، بر زبان دیگر تأثیر میگذارد، اغلب در مواردی که زبانِ دهنده دارای جایگاهی بالاتر است، که این جایگاه معمولاً از یکی از طرق زیر بهدست میآید: بهعنوان زبان ارتباط بینالمللی یا زبان میانجی (lingua franca)، بهعنوان زبان سلطۀ سیاسی، و نهایتاً بهعنوان زبان دین. در مورد زبانهای جهانی و زبانهای مذهبی، این تأثیر لزوماً مشروط به ارتباط مستقیم گویشوران زبان با فرهنگ دیگر نیست. برای نمونه، میدانیم که سوادآموزی در برخی زبانها عملاً با ترجمۀ کتاب مقدس مسیحیان به آن زبانها آغاز شده است. تأثیر زبان عربی و انتقال برخی از الگوهای فرهنگی عربی به فرهنگهای مختلف کشورهای مسلمان نیز مشابه همین وضعیت است.
در موارد دیگر، تأثیرات زبانی عمدتاً نتیجۀ ارتباطهای مستقیم زبانی و جایگاه اجتماعی یک فرهنگ نسبت به دیگری است.
پیداست که در دورۀ عثمانی در بوسنی (قرون پانزدهم تا نوزدهم میلادی) سه زبان خارجی رواج بیشتری داشتهاند. زبان ترکی عثمانی، زبان رسمی امور اداری و آموزشی در امپراتوری عثمانی بود و در این زبان نیز آثار ادبی نسبتا زیادی نوشته شد؛ عربی، زبان قرآن و زبان اول اسلام بود و به این زبان آثار متعددی در زمینۀ معارف اسلامی به رشتۀ تحریر درآمدند. از سوی دیگر، فارسی زبان ادبیات و میراث تصوف اسلامی محسوب میشد. بنابراین، زبان فارسی هیچگاه ارتباط مستقیمی با زبان بوسنیایی از نظر ارتباط گستردۀ گویشوران آنها نداشته است. علاوه بر این، زبان فارسی در این مناطق از جایگاه یک زبان جهانی برخوردار نبود و زبان اول هیچ دین و مذهبی نیز محسوب نمیشد. از این رو، تأثیر زبان فارسی بر زبان بوسنیایی پدیدهای نادر در حوزۀ فرهنگی و اجتماعی به شمار میرود.
البته فرهنگ عثمانی نقشی کلیدی در رواج و گسترش زبان و ادبیات فارسی در منطقۀ بالکان ایفا کرد، با توجه به اینکه زبان و ادبیات فارسی در قلمرو عثمانی از جایگاه والا و اعتبار اجتماعی بالایی برخوردار بود. اهمیت و اعتبار زبان فارسی در قلمرو امپراتوری عثمانی موجب گسترش کتابت فارسی در مناطق بالکان شد، که در عین حال قرنها غربیترین سرزمینهای این امپراتوری و غربیترین نقطۀ رواج ادبیات فارسی به شمار میآمدند. کتابت فارسی از راههای گوناگونی در این مناطق گسترش یافت، اما مهمترین عامل در این زمینه، تأثیر چند متن کلاسیک به زبان فارسی بود. بنابراین، از آنجا که امهات متون فارسی پیش از ترجمهشدن به زبان بوسنیایی نیز در بوسنی حضور داشتند، برای درک بهتر بافتی اجتماعی که ترجمههای بعدی در آن شکل گرفتند لازم است بهطور مختصر جایگاه ادبیات فارسی و نحوۀ رواج امهات متون بررسی شود.
دوران پیش از ظهور نخستین ترجمههای مکتوب
در طول چهار قرن از نخستین آشنایی با متون فارسی در سرزمین بوسنی و شبه جزیرۀ بالکان بهطور کلی تا پدید آمدن نخستین ترجمههای مکتوب، برخی متون فارسی در بافت فرهنگی بوسنی به شکلی دیگر رواج یافتهاند. مهمترین این متون عبارتاند از: مثنوی معنوی اثر جلالالدین محمد بلخی رومی، گلستان و بوستان سعدی شیرازی، دیوان حافظ شیرازی و پندنامه، اثری که برای مدتزمانی طولانی به محمد فریدالدین عطار نیشابوری نسبت داده میشد اما امروزه در میان پژوهشگران ادبیات فارسی این دیدگاه غالب است که شاعر دیگری نویسندۀ آن بوده است.
حضور این پنج اثر را میتوان در سه بافت مختلف ام در عین حال مرتبط بهم بررسی کرد:
- تأثیر این آثار بر شاعران و نویسندگان پارسیگوی منطقه،
- شرح و تفسیر این آثار در میان اهل دانش و در مؤسسات آموزشی،
- و در نهایت، قرائت و ترجمۀ شفاهی آنها برای عموم مردم در تکایا برای پیروان طریقتهای صوفیانه و در مساجد یا دیگر محافل عمومی.
برای نمونه، مثنوی معنوی الگویی برای بعضی از شاعران بوسنیایی بود که به تقلید از آن، آثار خود را میسرودند. یکی از شخصیتهای برجستۀ شهر موستار در جنوب بوسنی، درویشپاشا بایزیداگیچ، سیاستمدار و ادیب نامدار عثمانی بود. وی به نگارش اثری به تقلید از مثنوی معنوی روی آورد و حتی دو دفتر سرود، تا آنکه در خوابی، مولانا را دید که به او گفت مثنوی او قابل تقلید نیست، پس بهتر است "از این سودا باز شو" (بر اساس نسخۀ خطی بلبلستان، برگ ۳۷ب؛ به نقل از: کاراخلیلوویچ، ۲۰۱۴: ۲۰۲). بایزیداگیچ از ادامۀ سرایش اثر خود دست کشید، اما در شهر موستار، مقرر داشت که بخشی از درآمدهای وقف او برای قرائت و شرح ابیات و داستانهای مثنوی معنوی در اختیار عموم قرار گیرد.
شرح مثنوی یا به عبارتی دیگر مثنویخوانی در شهرهای دیگری نیز رواج داشت، اما طولانیترین و غنیترین سنت آن، افزون بر موستار، در شهر سارایوو بود که تا امروز حفظ شدهاست. افزون بر این، دستکم دو تن از نویسندگان بوسنیایی، احمد سودی بوسنوی و عبدالله بوسنوی، شرحهایی بر بخشیهایی از مقنوی معنوی نگاشتهاند.
دیوان حافظ شیرازی نیز مورد تقلید شاعران پارسیگوی بوسنیایی قرار گرفت، از جمله حسن ضیائی موستاری و درویشپاشا بایزیداگیچ. ضیائی بر غزل اول دیوان حافظ و بایزیداگیچ نیز بر غزل سوم دو نظیره سرودند. از سوی دیگر، احمد سودی بوسنوی از سرشناسترین شارحان دیوان حافظ در قلمرو عثمانی بهشمار میرود؛ شرح او به زبان ترکی عثمانی نگاشته شد، بهطور کامل به فارسی ترجمه گردید، و بخشهایی از آن نیز در قرن نوزدهم میلادی به زبانهای آلمانی و انگلیسی برگردانده شد. از بلبلستان نوشتۀ فوزی موستاری، تنها کتاب منثوری که به زبان فارسی به قلم نویسندهای بوسنیایی نگاشتهشده، میحوانیم ک هدر نیمۀ نخست قرن هجدهم میلادی، اشعاری از دیوان حافظ را در حضور استاد میخواند و یاد میگرفت.
بیشترین تعداد نسخههای خطی از میان آثار فارسی موجود در کتابخانههای بوسنی و هرزگوین، به گلستان سعدی و پس از آن پندنامه اختصاص دارند. این دو اثر در مدارس محلی بهعنوان کتابهای درسی زبان فارسی و اخلاق اسلامی بهکار میرفتند و همین امر موجب تکثیر گستردۀ آنها شد. گلستان، رایجترین متن نثر فارسی در بوسنی دوران عثمانی بهشمار میرود. این کتاب الگوی فوزی موستاری برای نگارش بلبلستان بوده است و به این ترتیب بهگونهای بازگشتناپذیر با سنت فرهنگی بوسنی پیوند خورده است. احمد سودی بوسنوی نیز شرحی بر این اثر نوشته که در سراسر امپراتوری عثمانی بسیار خوانده و استنساح میشده، بهگونهای که تنها در مجموعههای خطی موجود در بوسنی و هرزگوین دهها نسخه از آن امروز یافت میشود.
از سوی دیگر، پندنامه نیز در مدارس بهعنوان واحد درسی مستقلی تحت عنوان پند عطار تدریس میشده و در آموزش اخلاق اسلامی و زبان فارسی نیز کاربرد داشته است. در سال ۱۸۶۹ میلادی در سارایوو نخستین دارالمعلمین (دانشسرای برای تربیت معلمان) تأسیس شد و برای ثبت نام در آن دانشجویان بعدی، باید دانش ابتدایی زبانهای عربی، ترکی و فارسی اثبات میکردند. سطح دانش زبان فارسی آنان با قرائت و ترجمۀ پندنامه سنجیده میشد.
در دورۀ عثمانی، متون کلاسیک فارسی دیگری مانند منظومههای نظامی، آثار جامی و... نیز در بوسنی رایج بودند و نسخههای خطی متعدد آنها گواه این امر است. با این حال، هیچیک به اندازۀ پنج اثر نامبرده، رواج نداشتهاند.
تا نیمۀ دوم قرن نوزدهم، ترجمههای مکتوب یا چاپشدۀ متون فارسی به زبان بوسنیایی ثبت نشده است.
با در نظر گرفتن پیشینۀ آشنایی با ادبیات فارسی در بوسنی و جایگاهی که این متون در دورۀ عثمانی کسب کرده بودند، میتوان با اطمینان گفت که ترجمۀ این آثار و دیگر متون فارسی به زبان بوسنیایی در واقع نخستین معرفی آنها در بستر فرهنگی بوسنی بهشمار نمیآید، و همچنین معرّف آغازین آشنایی با فرهنگ فارسی نیز نیست.
سه دوره ترجمه ادبی
در فهرستی کامل از ترجمههای ادبیات فارسی به زبان بوسنیایی که در رسالۀ دکتری مریسا جیدو (دانشکده فلسفۀ دانشگاه سارایوو، سال ۲۰۲۴) آورده شد، سیصد و سی عنوان آمده است که البته شامل چاپهای تکراری نیز میباشد. این تعداد گواهی میدهد که ادبیات فارسی در فرب شبه جزیرۀ بالکان از توجه و اهمیت بسزایی در صد و شصت سال اخیر بوده است. مانند جایگاه این ادبیات در دورۀ عثمانی، سنت ترجمه آثار ادبیات فارسی به زبان بوسنیایی نیز تاریخچۀ خاص خود را دارد. به نظز ما، تاریخچۀ ترجمههای ادبی از زبان فارسی به زبان بوسنیایی را میتوان به سه دورۀ اصلی تقسیم کرد:
- از نخستین ترجمهها تا سال ۱۹۵۰ میلادی،
- از ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ میلادی،
- از ۱۹۹۰ میلادی تاکنون.
این تقسیمبندی بر پایۀ عوامل بیرونی اجتماعی و فرهنگی ارائه شده است. ترجمههای منتشرشده در هر یکی از این سه دوره دارای ویژگیهای خاصی هستند که آنها را از سایر دورهها متمایز میسازد. با این حال، چنانکه در تحلیل ترجمهها نیز نشان خواهیم داد، مترجمان محلی در تمامی این دورهها از روندهایی پیروی میکردند که میتوان آنها را بهصورت جریانهای کلی از میانۀ قرن نوزدهم تاکنون بازشناسایی کرد.
از ظهور نخستین ترجمهها تا سال ۱۹۵۰ میلادی
نخستین و همۀ ترجمههای بعدی آثار ادبی فارسی به زبان بوسنیایی باید نسبت به پیشینۀ رواج متون کلاسیک در این مناطق در نظر گرفته شوند، چرا که اولین ترجمهها در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی یا به عبارت دیگر کموبیش زمانی پدیدار میشوند که این متون بهطور کامل به عنوان «بیگانه» تلقی میگردند؛ یعنی پس از آنکه بوسنی از امپراتوری عثمانی جدا شد و به امپراتوری اتریش-مجارستان پیوست.
نخستین ترجمۀ شناختهشده از یک متن فارسی به یکی از زبانهای اسلاوی جنوبی، در کتاب گوهر مشرقزمین[1] اثر شاعر و مترجم نامداری به نام یوان یووانوویچ زمای[2] منتشر شد که اولین بار در سال ۱۸۶۱ میلادی در شهر نووی ساد[3] واقع در امپراتوری اتریش مجارستان آن زمان و صربستین امروزی به چاپ رسید. زمای در این کتاب بازسراییهایی از شاعران مشرقزمین آورده است که در میان آنان، با سیونه شعر ترجمهشده به حافظ شیرازی جایگاه ویژهای داد. این اشعار از روی متن ترجمههای قبلی به زبان آلمانی و عمدتاً بر اساس ترجمههای فریدریش مارتین فون بودنشت[4] بازسرایی شدهاند. با توجه به اینکه زمای خود شاعری زبردست بود، ترجمههای او در این کتاب نیز زیبا و شاعرانهاند. با این حال، مهمترین نقطۀ ضعف این ترجمهها در عدم امانتداری نسبت به متن اصلی نهفته است، چرا که این ترجمهها غثر مستقیم هستند.
اما در عین حال و علیرغم غیرمسقیم یئن آنها، کتاب شاعر صرب از استقبال گستردۀ عمومی این برخوردار بود. کتاب گوهر مشرقزمین بار دیگر در سال ۱۹۲۰ در شهر سارایوو منتشر شد که نشان از علاقۀ چشمگیر به این اشعار در بوسنی و هرزگوین دارد. در این کتاب، حافظ عمدتاً به عنوان شاعری لذتگرا و میخوارمعرفی شده و همین رویکرد در ترجمههای بعدی این دوره نیز دیده میشود؛ حال آنکه در امپراتوری عثمانی حافظ عمدتاً به عنوان شاعری عارف شناخته میشود. این امر تحت تأثیر درک شاعران غربی و مستشرثین اروپایی از شعر حافظ است، بهویژه آنچه در ترجمههای آلمانی یافت میشد. با ظهور این ترجمه، فرآیند موسوم به «سکولاریزه کردن» شعر حافظ در منطقه بالکان آغاز شد، که در ادامۀ این دوره نیز توسط دیگر مترجمان ادامه یافت.
نخستین ترجمۀ کامل از یک اثر ادبی به زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین متعلق به سال ۱۸۹۷ میلادی است، که ترجمهای از گلستان سعدی به قلم یونس رمزی ستورو[5] میباشد. ترجمۀ ستورو بهصورت دستنویس بر روی نسخۀ چاپی کتاب زبدةٔ گلستان نوشته شده بود؛ کتابی که شامل متن اصلی گلستان به زبان فارسی و ترجمۀ ترکی جعفر طیار[6] بود. ترجمه به زبان بوسنیایی با خط عربی نگاشته شده است و مترجم بیشتر بر ترجمۀ ترکی تکیه کرده و زبان بوسنیایی را با استفاده از آن، گاه با واژگان جدید و عجیب که احتمالاً تحت تأثیر متون ترکی و فارسی شکل گرفته بودند، بازآفرینی کرده است. زبان این ترجمه بیشتر عامیانه و محاورهای بوده، و دارای واژگان بسیاری از عربی، فارسی، ترکی و گویش محلی سارایوو است.
بر پایۀ منابع موجود و بررسی ترجمههای منتشرشده، میتوان گفت که نخستین اثر کامل از اثری فارسی مستقیماً از زبان فارسی به زبان بوسنیایی در سال ۱۹۰۴ ترجمه شده است. این ترجمهای از پندنامه منسوب به عطار نیشابوری توسط محمد خلوصی مولاخلیلوویچ[7] در روستایی به نام راحیچ[8] در نزدیکی شهر برچکو[9] بود. همانند ترجمۀ قبلی گلستان، این مترجم نیز از خط عربی استفاده کرده، اما آن از نظر محتوایی غنیتر است چرا که بهصورت منظوم و با رعایت از بعضی قوانین شعرسرایی بوسنیایی ترجمه شده است. این مترجم همچنان کوشیدهاست که معنای متن اصلی را با دقت بیشتر منتقل کند؛ اما در عین حال به قالب و ویژگیهای شعری مانند قافیه و وزن توجه چندانی نداشته است. جالب آنکه مترجم هرگز از این ترجمه سخنی نگفت و خانوادهاش آن را پس از مرگ وی در کتابخانۀ شخصیاش یافتند. پایبندی کامل به متن اصلی و استفاده از خط عربی نشان میدهد که این ترجمه در زمینهای خاص شکل گرفته است.
با اینکه شرایط اجتماعی تغییر کرده بود، ملاخلیلویچ همچنان وفادار به سنت عثمانی در درک و تفسیر پندنامه پایبند بود. شایان ذکر است که در سال ۱۹۴۶ ترجمهای دیگر از پندنامه، آن هم به خط عربی، را پیدا میکنیم. این ترجمه در واقع سندی از جلسات پندنامهخوانی و شرح شفاهی و تفسیری شاکر سیکیریچ (۱۸۹۳-۱۹۶)[10] است. استاد سیکیریچ که قبل از آن از رساله دکتری خود در بوداپست، پایتخت مجارستان دفاع کرد، در سال ۱۹۵۰ میلادی بنیانگذار گروه شرقشناسی و نخستین استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشکدۀ فلسفۀ سارایوو شد. از متن ترجمه پیداست جمعی که به منظور پندنامهخوانی گرد هم میآمدند هنوز به نحوه رویکرد به پندنامه از دوره عثمانی پایبند بدند.
بیگمان مهمترین کوشش در ترجمه یک اثر از زبان فارسی در دوره اول، تلاش علی صادقویچ[11] (۱۸۷۲–۱۹۳۶) برای ترجمۀ مثنوی معنوی اثر مولانا جلالالدین رومی بود. صادقویچ ده سال بر روی این ترجمه کار کرد و بر اساس گفتههای خود، توانست بین ۱۶۰۰۰ تا ۱۷۰۰۰ بیت از مجموع ۲۶۰۰۰ بیت مثنوی را ترجمه کند. اما در ژانویۀ ۱۹۱۷، خانهاش در آتشی سوخت و همراه با آن، کتابخانه او و این ترجمه نیز نابود شدند. تنها چهارده بیت آغازین مثنوی که در کتاب تقویم سال ۱۹۰۶ منتشر شده بود، باقی مانده است. این ابیات زیبا و استادانه ترجمه شدهاند، اما برای داوری کامل دربارۀ کل اثر کافی نیستند. با این حال، این تلاش سرآغاز سنت ترجمۀ مثنوی معنوی به زبان بوسنیایی بود.
سال ۱۹۲۸ یکی از مهمترین سالها در زمینۀ ترجمۀ ادبیات فارسی به بوسنیایی محسوب میشود از این رو که در این سال دو ترجمۀ بسیار ارزشمند منتشر شدند. نخستین آنها، بازسرایی رباعیات خیام به قلم صفوتبیگ باشاگیچ (۱۸۷۰-۱۹۳۴)[12] بود. این کتاب سهم مهمی در غنای سنت ادبیات فارسی در بالکان داشت. ویژگی اصلی این ترجمه، ابراز احساسات و تأثرات قوی در آن است. باشاگیچ، چه در انتخاب اشعار و چه در رویکرد آزاد و شاعرانه خود، بهوضوح تحت تأثیر سنت اروپایی درک اشعار خیام قرار داشت. علت این امر را باید در دوران تحصیل او در وین جستوجو کرد، زمانی که خیام در سراسر اروپا و بهویژه در جهان آلمانیزبان محبوبیت فراوانی داشت و ترجمههای متعددی از رباعیات او منتشر میشد. باشاگیچ در ترجمههای دیگر شاعران فارسیزبان، بهویژه حافظ، همین سبک را دنبال کرد.
در همان سال، فهیم بایراکتارویچ (۱۸۸۹-۱۹۷۰)[13] در بلگراد ترجمهای از اپیزود از بخشی از شاهنامه فردوسی تحت عنوان رستم و سهراب: اپیزودی از شاهنامه در ۲۴ بخش منتشر کرد. ترجمۀ بایراکتارویچ بهاندازۀ رباعیات باشاگیچ موسیقایی نیست، اما بدون تردید شاعرانه است. این دو ترجمه گامی بزرگ در غنیسازی سنت خواندن متون کلاسیک فارسی به زبانهای بومی بودند. اگرچه برخی نسخههای خطی رباعیات خیام در مجموعههای خطی بوسنیایی وجود داشتند، اما این اثر هیچگاه محبوبیتی در سطح متون دیگر در دورۀ عثمانی نیافت؛ شاهنامه فردوسی نیز بین دانشمندان و شاعران پارسیگوی منطقه رواج نداشت. با توجه به این، این دو ترجمه نقش مهمی در معرفی بیشتر ادبیات فارسی ایفا کردند.
در پایان دوره اول، باید به کار ترجمۀ جواد سلیمانپاشیچ[14] اشاره کرد که در سال ۱۹۲۸ تحت عنوان بازسراییهایی از دیوان حافظ در سارایوو منتشر شد. سلیمانپاشیچ در ترجنههای خود نیز مانند زمای از روی متن ترجمۀ قبلی آلمانی استفاده فراوانی کرده است. افزون بر آن، درک او از شعر حافظ مثل درک و فهم زمای، باشاگیچ و بایراکتاروویچ بود.
همزمان با چاپ ترجمهها بهصورت کتاب، فعالیت چشمگیری در زمینۀ ترجمه در نشریات در اواخر قرن نوزدهم و نیمۀ نخست قرن بیستم میلادی صورت گرفت. ترجمههایی از فارسی به زبانهای محلی در بوسنی و هرزگوین، صربستان و کرواسی منتشر میشدند و گاه یک مترجم در نشریات مختلف آثارشان را ارائه میکردند. برجستهترین این مترجمان عبارتند از صفوتبیگ باشاگیچ، فهیم بایراکتاروویچ، جواد سلیمانپاشیچ، عمربیگ سلیمانپاشیچ[15]، موسی قاظم چاتیچ[16]، محمد طیّب اوکیچ[17]، شمسالدین سارایلیچ[18]، عثمان اسف ساکولوویچ[19] و دیگران بعضی از این مترجمین در عین حال شاعران و دانشمندانی نامی این دوره بودند که در زمینه ادبیات فارسی و یهطور کلی ایرننشناسی مقالاتی نوشتند.
باشاگیچ غزلیاتی از دیوان حافظ را در نشریات زاگرب مانند پروسویت[20]ا و پوبراتیم[21]، و در نشریات سارایوو مانند ناد[22]ا، بهار[23]، بهار نوین[24]، غیرت[25] و غیره منتشر کرد. همچنین ترجمههایی از رباعیات خیام را در شمارههای مختلف بهار نوین در سالهای ۱۹۳۵ و ۱۹۳۶ به چاپ رساند.
با نام مستعار خود نجاتی، فهیم بایراکتاروویچ در نشریۀ غیرت در سال ۱۹۱۳، ترجمههایی از برخی غزلیات حافظ را با عنوان «از حافظ» منتشر کرد و سپس ترجمههای دیگری را نیز در نشریۀ بهار به چاپ رساند.
پیش از آن، عمربیگ سلیمانپاشیچ در سال ۱۸۹۷ میلادی در نشریۀ پری بوسنی[26] ترجمۀ دو داستان از گلستان سعدی را منتشر کرد. ماکسیم سوارا[27] با نام مستعار ضیا، گزیدههایی از مثنوی معنوی را در بهار نوین سالهای ۱۹۳۰–۳۱ ترجمه و منتشر کرد. در مجلۀ جهان اسلام[28] در سارایوو، بین سالهای ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۶، آدم کراجوزویچ[29] چندین داستان از مثنوی را به نثر ترجمه کرد. این ترجمهها از روی متنی دیگر به زبان ترکی بودند و همراه با شرح کوتاهی منتشر شدند. اهمیت این ترجمهها در آن است که نخستین ترجمههای منتشرشده از داستانهای مثنوی بهشمار میروند.
در مجموع میتوان گفت که دورۀ اول ترجمۀ متون فارسی به زبان بوسنیایی، متکی بر سنت پیشین عثمانی بوده، اما همزمان راهی نو در تعامل با آن گشوده است. مترجمان این دوره همچنان بر متون کلاسیک متمرکز بودند. درعین حال، به دو اثر مهم دیگر فارسی، شاهنامه فردوسی و رباعیات خیام، توجه داشتند.
تعدادی از این ترجمهها، رویکردی نو به ادبیات فارسی را مشان میدهند که این امر در مورد دیوان حافظ کاملاً مشهود است. در مقابل، وفاداری به تفسیر سنتی بیشتر در میان محافل صوفی دیده میشود و ترجمههای برآمده از این فضا معمولاً بر محتوا تأکید دارند، در خالی که قالب شعری را نادیده میگیرند. اگر گلستان سعدی نادیده گرفته شود، تمرکز اصلی بر آثار منظوم بوده و ترجمۀ متون مهثور در دورههای بعدی صورت گرفته است.
خلاصه پیداست که با وجود فروپاشی امپراتوری عثمانی و تغییر چشمگیری در فضای اجتماعی با روی کار آمدن امپراتوری هابسبورگ و تأسیس کشور یوگسلاوی، بازار ادبیات فارسی در این سرزمین همچنان گرم بود، هرچند این عطش به شیوهای تازه سیراب میشده است.
از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ میلادی
دو رویداد مهم که پژوهش در زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی را در نیمه دوم قرن بیستم و پس از آن تحت تأثیر قرار دادند، در سال ۱۹۵۰ رخ دادند. این دو رویداد عبارت بودند از تأسیس مؤسسه شرقشناسی در سارایوو و راهاندازی کرسی شرقشناسی در دانشکده فلسفه سارایوو که از سال ۱۹۷۱ به دپارتمان تبدیل شد. در این دو نهاد، زبان و ادبیات فارسی کنار زبانهای ترکی و عربی مورد تحقیق و تدریس قرار گرفت. از این زمان، تحقیق و ترجمه آثار ادبیات فارسی در دستور کار شماری از پژوهشگران بوسنیایی قرار گرفت که طبیعتا در رشد توسعه ترجمه ادبی نقش مهمی داشت. همزمان با این تحولات، برخی از ایرانشناسان خارج از بوسنی و هرزگوین نیز به فعالیتهای خود ادامه دادند؛ در رأس آنها فهیم بایراکتارویچ بود که پیش از این نیز در ترجمه آثار فارسی نقش قابل توجهی داشت. همچنین باید به تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی وهمچنان به واقعیت گذشت زمان اشاره کرد زیرا که مترجمان نسل جدید دیگر مستقیماً با سنت کتابت فارسی در دوره عثمانی ارتباط مستقیمی نداشتند.
این دوره آغاز پژوهشهای نهادینه در زمینه زبان و ادبیات فارسی و بهویژه میراث مکتوب بوسنی و هرزگوین به زبان فارسی بود. همزمان ترجمههای جدیدی از فارسی پدیدار شدند، هرچند تعداد آنها از ترجمههای دوره اول بیشتر نیست.
نخستین تلاش قابل توجهی در این دوره، ترجمه رباعیات خیام به قلم فهیم بایراکتاریویچ است که در سال ۱۹۶۴ در بلگراد، پایتخت یوگسلاوی سابق منتشر شد. این ترجمه نقطه اوج فعالیت بایراکتاریویچ در زمینه خیامپژوهی به شمار میرود؛ او پیشتر در سال ۱۹۲۳ نه رباعی در نشریه صدای ادبی صرب[30] ترجمه کرد، و چهار سال بعد مقالهای تحت عنوان «فیتزجرالد و عمر خیام» منتشر نمود. وی بعدها نیز به تحقیق درباره خیام ادامه داد، تا جایی که میتوان گفت خیام مهمترین جایگاه را در آثار پژوهشی و ترجمهای بایراکتاریویچ دارد.
با مقایسه ترجمه رباعیات به دست باشاگیچ در دوره اول و بایراکتاریویچ در دوره دوم میتوان به نتایجی درباره سیر تحول ترجمه از فارسی به بوسنیایی دست یافت. تفاوت اصلی نه در تعداد (باشاگیچ ۲۲۷ رباعی و بایراکتاریویچ ۳۰۰ رباعی را ترجمه کردهاند) بلکه در رویکرد ترجمهای نهفته است: ترجمه باشاگیچ شاعرانهتر و ترجمه بایراکتارویچ دقیقتر و وفادارتر به متن فارسی است. از اینرو، ترجمه باشاگیچ بیشتر شبیه بازسرایی است، ولی ترجمه بایراکتارویچ را میتوان ترجمهای فقه اللغوی دانست. این درواقع مهمترین تفاوتی در رویکرد به آثار ادبیات فارسی در این دو دوره به حساب میآید.
در دهه ۱۹۷۰، برخی از مهمترین ترجمههایی از ادبیات فارسی منتشر شدند. یکی از آنها، ترجمه اثری به زبان فارسی از نویسندهای بوسنیاییالاصل، یعنی بلبلستان نوشته فوزی مستارچ بود. این ترجمه در سال ۱۹۷۳ توسط ایرانشناس بوسنیایی، جمال چهاییچ (۱۹۳۰-۱۹۸۰)[31] منتشر شد و با مقدمه و تعلیقات همراه بود. ویژگی اصلی این ترجمه، انتقال وفادارانه محتوای اثر است، گرچه چهاییچ توجه زیادی به قالب و جنبۀ شیباییشناختی متن اصلی نشان نداده، بهویژه در ترجمه اشعار.
در همین دهه، دو جنگ مهمی با ترجمههایی از ادبیات فارسی نیز منتشر شد. اولین کتاب، از شعر فارسی[32] اثر بایراکتارویچ (۱۹۷۱) است که در آن اشعار شاعران کلاسیک و همچنان برخی شاعران معاصر برگردانده شدهاند. کتاب دوم، شعر معاصر ایران[33] اثر استاد بشیرا جاکا (۱۹۷۹) بود. جاکا یک سال پیش از آن نیز کتاب افسانههای ایرانی[34] (۱۹۷۸) را ترجمه کرده بود. انتشار این ترجمهها نقطه عطفی در روند ترجمه از فارسی به بوسنیایی به شمار میرود؛ چرا که دیگ توجه تنها به متون کلاسیک آثار نبود و آثار ادبی معاصر نیز مورد توجه مترجمان و خوانندگان بومی قرار گرفتند، آثار منثور نیز جایگاهی همتراز با آثار منطوم یافت. این روند در دهههای بعدی نیز ادامه پیدا کرد.
در دهه ۱۹۸۰، دو متن کلاسیک بسیار مهم ترجمه شدند. ویژگی مشترک این دو ترجمه در این است که تلاشهایی برای ارائۀ ترجمۀ بهتری از آثاری بودند که در گذشته نیز نرجمه میشدند. به عبارت دیگر، این ترجمههای تکراری ادبیات فارسی بودند. ترجمه اول، دو جلد از مثنوی معنوی است که به قلم فیضالله حاجیبایریچ[35] ترجمه شد (جلد اول در ۱۹۸۵ و جلد دوم در ۱۹۸۷ منتشر شد). در یادداشتهای مقدماتی ارزشمندی که به جلد دوم ضمیمه شدهاند، مترجم توضیح میدهد که این ترجمه در اصل پیامدی از جلسات مثنویخوانی او بود. در این ترجمه، سطح دانش شنوندگان را در نظر گرفته و از زبان عامیانه استفاده کرده، در حالیکه تلاش کرده مفاهیم و نمادهای عرفانی را حفظ کند. از این یادداشتها میتوان فهمید که سنت مثتویخوانی چه تأثیری بر ترجمۀ این شاهکار تصوف اسلامی دارد. شاید به همین دلیل باشد که این سومین تلاشی در ترجمه مثنوی معنوی است، و هیچکدام از مترجمان موفق به انتشار ترجمه کامل متن این اثر نشدهاند. بهجز هجده بیت ابتدایی که بهصورت منظوم ترجمه شدهاند، باقی متن بهصورت منثور و به زبانی ساده و گاه محاورهای چاپ شده است. متن با یادداشتهای بسیار زیادی همراه است که حجم آنها از خود ترجمه متن مثتوی کمتر نیست، اما با وجود این یادداشتها، متن سادهسازی شده و بیشتر شبیه تفسیر است تا ترجمه واقعی. در نقد این ترجمه، دوراکویچ (۲۰۱۴) آن را از نظر زیباییشناسی «کاملاً نامناسب و حتی اشتباه» توصیف میکند، زیرا جنبههای زیباییشناسی اثر اصلی را نادیده گرفته است.
دو سال پس از انتشار ترجمه جلد دوم مثنوی معنوی، ترجمه گلستان سعدی به قلم صالح تراکو[36] منتشر شد. این ترجمه نیز بیشتر بر محتوای گلستان تمرکز دارد و جنبۀ ادبی و زیباییشناختی این شاهکار نثر فارسی را تا حد زیادی نادیده میگیرد. از نظر رویکرد ترجمهای، این اثر بسیار شبیه ترجمه پیشین بلبلستان است.
یکی از رویدادهای مهم در حوزه ترجمه ادبی از فارسی به بوسنیایی، انتشار ترجمه پندنامه منسوب به عطار در سال ۱۹۹۰ میلادی است. این درواقع انتشار جدیدی به حروف لاتین از ترجمه ملاخلیلویچ بود که در اوایل قرن بیستم نیلادی ترجمه شده بود.
بر اساس ترجمههای بررسیشده، میتوان نتیجه گرفت که دوره دوم ترجمه از فارسی به زبانهای اسلاوی جنوبی، رویکردی نوین به ادبیات فارسی را آشکار میسازد. توجه مترجمان دیگر تنها بر متون کلاسیک نبود و آثار نویسندگان معاصر نیز ترجمه میشوند، در حالیکه آثار منثور جایگاهی برجسته در ترجمه یافتهاند. تفاوت اصلی با دوره اول در این است که مترجمان این دوره تلاش کردهاند ترجمهای وفادارتر به متن اصلی ارائه دهند. بهترین نمونه در این زمینه، مقایسۀ دو ترجمۀ رباعیات خیام، یکی به قلم باشاگیچ در دوره اول و دیگری به قلم بایراکتارویچ در دوره دوم است. با اینکه بایراکتارویچ جنبههای زیباییشناختی را نیز در نظر داشته، اما بیشتر بر انتقال دقیق محتوای اثر تمرکز کرده است. اما سایر مترجمان بیشتر به محتوای اخلاقی و پندآموز توجه داشتند تا به ویژگیهای صوری و ادبی متن. اوج این رویکرد را میتوان در ترجمۀ حاجیبایریچ از دو جلد اول مثنوی معنوی مشاهده کرد. در دوره دوم، تقریباً هیچ نمونهای از ترجمههای غیرمستقیم وجود ندارد، مگر ترجمۀ بوف کور نوشتۀ صادق هدایت که نونا چیچانوویچ-استوانوویچ[37] آن را در سال ۱۹۷۳ میلادی از روی متن انگلیسی ترجمه کرده است.
از سال ۱۹۹۰ میلادی تا کنون
آغاز دورۀ سوم ترجمه ادبیات فارسی به زبان بوسنیایی از نظر زمانی با تحولات عظیم اجتماعی در بوسنی و هرزگوین و بهطور کلی در قلمرو یوگسلاوی سابق در پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیستویکم همزمان است. این دوران، زمان تجدید احساسات ملی و احیای سنتهای دینی در میان اقوام ساکن یوگسلاوی، از جمله بوسنیاییها بود. این تحولات باعث شد توجه بیشتری به فرهنگ اسلامی و از این رو نیز به آثار ادبی به زبانهای عربی، ترکی و فارسی جلب شود. پدیدۀ دوم، کسب شهرت جهانی بعضی از شاعران فارسی بهویژه در آمریکای شمالی و اروپای غربی بود. در واقع، بهواسطۀ ترجمههای آزاد آثار برخی شاعران فارسیزبان – در درجۀ اول مولانا جلالالدین رومی و حافظ شیرازی – شعر این شاعران کلاسیک پیروان و خوانندگان فراوانی در سراسر جهان به خود جلب کرده است. بنابر این، از سال ۱۹۹۰ میلادی، ادبیات فارسی در منطقۀ بالکان و بخصوص بوسنی و هرزگوین نیز از اهمیت و توجه بیشتری برخوردار و بازار آن گرم شد. در چنین شرایط اجتماعی طبیعی بود که ترجمههای آثار فارسی بیشتری نسبت به دورههای پیشین به زبان بوسنیایی انتشار یابند. گفتنی است که علاوه بر آثار شاعران و نویسندگان کهن، تعداد بیشتری از ترجمههای متون معاصر و همچنان اشعار شاعران پارسیگو بومی در این دوره ترجمه شدهاند.
در میان آثاری به زبان فارسی که در این دوره ترجمه شدند، مهمترینِ آن ترجمۀ دیوان حافظ شیرازی (۲۰۰۹) است. ترجمۀ این شاهکار ادبیات فارسی، پروژهای طولانیمدت بود که به سرپرستی بشیر جاکا، مترجم آن، انجام شد. پس از ترجمۀ دیوان به زبان بوسنیایی، ویرایش ترجمه و سبکپردازی شاعرانۀ متن انجام گرفت. این ترجمه با مقدمهای به قلم دکتر تقی پورنامداریان، که از متخصصان برجستۀ شعر حافظ است، همراه بود. کتاب سرانجام به زبان بوسنیایی بهصورت مصور و در نسخهای نفیس چاپ شد تا بر اهمیت این پروژه تأکید شود. این ترجمه و تمام پروژۀ انتشار این کتاب، ادبیات کلاسیک فارسی و آثار حافظ شیرازی را – که امروز محبوبترین شاعر فارسیزبان در ایران است – به خوانندگان بوسنیایی بهتر از قبل معرفی کرد.
پیش از چاپ ترجمۀ دیوان حافظ و پس از آن، آثار دیگر فارسی به بوسنیایی ترجمه شدند، از جمله: تذکرهالاولیاء عطار نیشابوری (۲۰۴)، گزیدهای از دیوان گزیدهگدیوان شمس تبریزی (۲۰۰۵)، اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابوسعید نوشته محمد ابن منور (۲۰۰۶)، تمهیدات عینالقضات همدانی (۲۰۰۷)، بهارستان عبدالرحمن جامی (۲۰۰۸)، گزیدهای از ترجمۀ تفسیر طبری (۲۰۱۱)، فیه ما فیه مولوی (۲۰۱۲)، جزیرۀ مثنوی (۲۰۱۶)، مجالس سبعه مولوی (۲۰۱۶).
از این عناوین برمیآید که در این دوره، آثار عرفانی نسبت به دیگر متون کلاسیک فارسی محبوبیت بیشتری داشتهاند.
در سه دهۀ اخیر تعداد نسبتا زیادی از ترجمههایی منتشر شدهاند که نشان میدهند نه تنها ادبیات کهن در بین گویشوران زبانهای اسلاوی جنوبی شهرت داشت بلکه با مرور زمان آثار معاصر همچنان خوانندگان خود را پیدا کردند. این پدیده را بهویژه انتشار آنتولوژیهای ادبیات فارسی و با ترجمۀ آثار بیشتری از ادبیات معاصر ایران اثبات میکند. از جمله آنتولوژیهایی که منتشر شد میتوان به چند عتوان کتاب اشار کرد،. در زاگرب، پایتخت کرواسی، کتابی با عنوان بازار خوشنویسان: آنتولوژی داستان کوتاه معاصر ایرانی توسط معمر کُدریچ (۲۰۰۵) انتخاب و ترجمه شد و بعد از آن کتاب دردانه شو! آنتولوژی شعر فارسی از قرن دهم تا امروز اثر ابتهاج نوایی (۲۰۰۹). در سارایوو نیز کتاب ادبیات معاصر ایران به انتخاب و ترجمۀ معمر کُدریچ و احمد زیلجیچ (۲۰۰۶) منتشر شد.
در حوزۀ ادبیات معاصر میتوان به ترجمههای کتاب زنان بدون مردان اثر شهرنوش پارسیپور (۲۰۱۰)، مجموعه داستان آبی اما به رنگ غروب و داستانهای دیگر نوشتۀ سید مهدی شجاعی (۲۰۱۱)، رمانهای مصطفی مستور با روی ماه خداوند را ببوس (۲۰۱۲) و استخوان خوک و دست جذامی (۲۰۱۸)، همچنین باتلاق اثر جعفر مدرس صادقی، سرهنگ محمود دولتآبادی (۲۰۱۴)، کتاب دا اثر زهرا حسینی (۲۰۱۷) و... اشاره کرد.
این علاقه به ادبیات فارسی شامل آثار ادبی بوشنیاکها به زبان فارسی نیز میشود. در این زمینه، مهمترین آثار، چاپهای جدید ترجمۀ چِهائیچ از بلبلستان فوزی مستاری هستند. چاپ دوم با به شعر درآوردن متن آن همراه بود (۲۰۰۳)، و چاپ سوم همراه با تصحیح متن اصلی به زبان فارسی (۲۰۱۱) بود. پس از آن، نامیر کاراخلیلویچ تصحیح جدیدی از متن فارسی و ترجمۀ خود را همراه کتاب با مقدمهای مفصل منتشر کرد (۲۰۱۴). علاوه بر این عناوین، ترجمههایی از اشعار و متون فارسی در قالب مقالات علمی نیز منتشر شدهاند که فهرست آنها در کتابشناسی آورده شد.
در نهایت، مؤسسۀ شرقشناسی دانشگاه سارایوو مجموعهای با عنوان لیرکا پرسیکا: آنتولوژی حافظۀ شاعرانه منتشر کرد که در آن، اشعار بیست و سه شاعر بوسنیایی پارسیگو همراه با ترجمه به زبان بوسنیایی آمده است (۲۰۱۶).
ویژگی مهم دورۀ سوم ترجمۀ آثار فارسی به زبان بوسنیایی، انتشار تعداد زیادی از ترجمههای غیرمستقیم است. این ترجمهها عمدتاً مربوط به آثار کلاسیک فارسی هستند، و مشهورترین آنها عبارتاند از: فیه ما فیه مولوی (۱۹۹۶)، منطق الطیر عطار (۲۰۰۳)، دیوان حافظ: هفتاد سحر با حافظ (۲۰۰۴)، گلستان سعدی (چندین بار)، مناقبالعارفین احمد افلاکی (۲۰۱۱) و... اما بیشترین بازتاب را در میان مخاطبان این منطقه ترجمههای جلد سوم، چهارم، پنجم و ششم مثنوی معنوی مولانا جلال الدین داشتند که بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ در سارایوو منتشر شدند.
انتشار ترجمههای غیرمستقیم، نشاندهندۀ علاقۀ وافر نسبت به ادبیات فارسی در بالکان و بخصوص کشور بوسنی و هرزگوین است، علاقهای که ترجمههای مستقیم بهتنهایی پاسخگوی آن نبودند. اما ترجمههای غیرمستقیم در عین حال لطمۀ بزرگی به معرفی درست ادبیات فارسی در بوسنی و هرزگوین و حتی فراتر از آن وارد کردند، چرا که ارزش زیباییشناختی این آثار در این ترجمهها کاهش یافته است و به طور کلی از ارزش ادبیات فارسی در آن کاسته شد. در مقالات دیگر به این پدیدۀ منفی پرداخته شد و اینجا به یک نمونه اکتفا میکنیم: ترجمۀ منظومۀ لیلی و مجنون نظامی در چند نوبت منتشر شده است (۲۰۰۳، ۲۰۰۵، ۲۰۱۰، ۲۰۱۸)؛ علاوه بر تخریف متن آن در این ترجمهها، این اثر در همۀ کتابخانههای محلی بهعنوان رمان ثبت شدهاست، در حالی که اصل کتاب به زبان فارسی یکی از بهترین حماسههای عاشقانه محسوب میشود.
اگر در نظر بگیریم که برخی از این آثاری که از روی متنی به زبانی دیگر ترجمه شده قبلاً بهطور مستقیم از فارسی ترجمه شدهاند – مانند گلستان سعدی یا دیوان حافظ – میتوان نتیجه گرفت که انگیزۀ اصلی برای این ترجمههای غیرمستقیم، اغلب منافع مالی در شرایط خاص زمانی بوده است.
در مجموع، ترجمۀ متون ادبی فارسی به زبان بوسنیایی از سال ۱۹۹۰ تاکنون، داستانی از علاقۀ رو به رشد فرهنگی به ادبیات فارسی است که دستاوردهای مثبتی نیز داشته است، از جمله افزایش علاقه به متون معاصر و آثار نویسندگان پارسیگوی بوسنیایی به زبان فارسی. با این حال، برخی پیامدهای منفی نیز همراه آن بود، بهویژه انتشار تعداد زیادی از ترجمههای غیرمستقیم و بیکیفیت. ترجمههای مستقیم عمدتاً از کیفیت رضایتبخشی برخوردارند و مترجمان در آنها به ویژگیهای زیباییشناختی و ادبی متون اصلی توجه بیشتری دارند و محتوا را نیز نادیده نمیگیرند. بهترین گواه بازگشت به ارزشهای قالب اشعار فارسی نسیت به نادیدهگیری آن در دورۀ دوم، انتشار مجدد ترجمههای بلبلستان و دیوان حافظ است – که در اولی متن تنها به شعر تبدیل شد و در دومی نیز توجه زیادی به آن پرداخته شده است.
نتیجه
تاریخچۀ ترجمۀ ادبیات فارسی به زبان بوسنیایی، فعالیتهای فرهنگی و پویایی را نشان میدهد و تصویری جامع از گسترش و عمق ارتباط فرهنگ بومی با متون ادبی فارسی ارائه میدهد. فعالیت ترجمۀ ادبی با پرخوانندهترین آثار کلاسیک شعر فارسی در دورۀ اول آغاز شد، اما در دورۀ دوم و بهویژه در دورۀ سوم، این فعالیت به متون منثور و همچنین آثار ادبیات معاصر فارسی گسترش یافت.
هرچند در این بازۀ زمانی، علاقه به آثار ادبیات معاصر فارسی و برخی متونی که در دورۀ عثمانی ترجمه نشده بودند، افزایش یافته است، اما با این حال، متون کلاسیک - بهویژه آثاری که چهار قرن پیش از پیدایش اولین ترجمهها در این منطقه شناختهشده بودند - همچنان بیش از آثار معاصر در ترجمهها حضور دارند. برخی از این متون کلاسیک در هر سه دورۀ متفاوت ترجمه شدهاند، که از این میتوان نتیجه گرفت ترجمۀ آنها نه آغاز، بلکه ادامۀ سنّتی دیرینه و نوع خاصی از ارتباط با متون کلاسیک فارسی است.
از این رو، بافتی فرهنگی که این آثار در آن به وجود آمدهاند، در ترجمۀ آنها اهمیت چندانی ندارد؛ جایگاه این آثار در فرهنگ بوسنی، رواج آنها در امپراتوری عثمانی و همچنین بازتاب گسترش برخی از این آثار در اروپای قرون نوزدهم و بیستم، اهمیت بیشتری دارد. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که متون کلاسیک ادبیات فارسی تا به امروز در بافت فرهنگی بوسنی از خود فرهنگی که در آن به وجود آمدهاند، اهمیت بیشتری یافتهاند. این موضوع را میتوان در رواج بیشتر این متون از طریق احیای سنت شفاهی تفسیر آنها در دورۀ اخیر نیز مشاهده کرد.
تاریخچۀ ترجمه همچنین گواه رویکردهای مختلف مترجمان نسبت به متن اصلی فارسی است؛ از ترجمههای تحت اللفظی گرفته تا ترجمههایی که تنها به انتقال محتوا وفادار بودهاند و توجهی به ویژگیهای زیباییشناختی و ادبی متن نداشتهاند.
نوعی خاص که باید به آن در آینده بیشتر پرداخت، بازسراییها یا ترجمههای غیرمستقیمی هستند که برخی از آنها با استقبال زیادی مواجه شدهاند - که چاپهای مکرر آنها مؤید این مسئله است - در حالی که برخی دیگر، آسیب زیادی به جایگاه ادبیات قارسی در این منطقه رساندند. بعضی از این آثار بهصورت غیرمستقیم و به واسطۀ زبانهای اروپایی (اغلب آلمانی و انگلیسی) ترجمه شدهاند، در حالی که برخی دیگر مستقیماً از فارسی برگردان شدهاند اما تحت تأثیر آشکار درک غربی از این متون بودهاند. بدین ترتیب، ازتباط چندجانبۀ فرهنگی میان شرق بهعنوان خاستگاه این متون و غرب بهعنوان فرهنگی با نگاهی متفاوت به آنها شکل گرفته است. کشور بوسنی و هرزگوین و شبه جزیرۀ بالکان منطقهای استمنطقهایمنفرهنگی است که در آن این تأثیرات درهممیآمیزند و بدین گونه آن را غنیتر میسازند.
کتابشناسی منتخب ترجمهها:
Aflaki, Šemsudin Ahmed (2011): Staze arifa, prevodilac Dragan Bećirović, El-Kalem, Sarajevo.
Attar, Feriduddin Muhammed (1990): Pend-nama (Knjiga savjeta), prevod s perzijskog Hafiz Mehmed Hulusi Mulahalilović, El-Kalem, Sarajevo.
Attar, Feriduddin Muhammed (2003): Govor ptica (Mantiq al-tayr), prijevod: Ahmed Ananda, Kulturni centar I. R. Iran, Sarajevo; AL-HODA, International Publishers & Distributers.
Attar, Feriduddin Muhammed (2004): Spomenica dobrih (Mantiq al-tayr), s perzijskog preveo Muamer Kodrić, Kulturni centar I. R. Iran, Sarajevo; AL-HODA, International Publishers & Distributers.
Bajraktarević, Fehim (1913): „Iz persijske lirike: Omar Hajam, Rubaije“, Srpski književni glasnik, god. IX, br. 4, Beograd, str. 266–267.
Bajraktarević, Fehim (1927): „Ficdžerald i Omer Hajam“, Strani pregled, god. I, br. 2, Beograd, str. 101–114.
Bajraktarević, Fehim (1971): Iz persijske poezije, Beograd.
Bassnett, Susan (2007): „Culture and translation“, u: A Companion to Translation Studies, Piotr Kuhiwczak and Karin Littau (ur.), Multilingual Matters LTD, Clevedon, Bufalo, Toronto, str. 13–24.
Ćehajić, Džemal (1990): „Izučavanje naše književnosti na persijskom jeziku“, Prilozi za orijentalnu filologiju 39/1989, Sarajevo, str 85‒93.
Ćurić, Hajrudin (1983): Muslimansko školstvo u Bosni i Hercegovini do 1918. godine, Veselin Masleša, Sarajevo.
Divan-i Hafez: sedamdeset sehura sa Hafezom (2004), prevod i komentar Ahmed Ananda, Buybook, Sarajevo.
Doulatabadi, Mahmud (2014): Kolonel, prijevod s perzijskog: Muamer Kodrić, Buybook, Sarajevo.
Drkīċ, Monīr (2005): „Tarğome-ye āsār-e fārsī be bosniyāyī az zabāhā-ye dīgar“, Nāme-ye pārsī, Tehrān, Vol. 1/10, str. 167–172.
Drkić, Munir (2016): „Ostrvo u okeanu Mesnevije“, predgovor bosanskog prijevoda knjige Ostrvo Mesnevije, Bookline, Sarajevo, str. 9–14.
Drkić, Munir (2017): „Recepcija Hafizove poezije u bošnjačkoj književnoj tradiciji“, Živa baština. Časopis za filozofiju i gnozu, vol. III, br. 7, str. 44–55.
Drkić, Munir (2021): „Prijevodi poezije Hafiza Širazija na zapadnom Balkanu“, Fluminensia, god. 33. br. 22, str. 537–558.
Drkić, Munir i Ahmed Zildžić (2025): „The Transformative Power of Translation: Hafiz Shirazi in Late Ottoman and Habsburg Western Balkans“, Elsine-i Selase: A Cultural Analysis of Transmission and Translation in the Ottoman Empire, V/R Unipresss, 2025, str. 47–66.
Drkić, Munir i Ahmed Zildžić (2022): „Ottoman tradition in the Post-Ottoman Times: A Century of Translating the Mathnawi into Bosnian“, Sefad, 48, 2022, str. 91–106.
Duraković, Esad (2014): „Ka poetici mesnevije“, Znakovi vremena, god. XVII, br. 64, str. 179–192.
Džaka, Bećir (1979): Savremena poezija Irana, izbor i prevod, Kruševac.
Džaka, Bećir (1991): „Šta je pomoglo prihvaćanju perzijske književnosti u Bosni i Hercegovini“, Prilozi za orijentalnu filologiju, br. 41, Sarajevo, str. 395–398.
Džaka, Bećir (1997): Historija perzijske književnosti od nastanka do kraja 15. vijeka, Naučnoistraživački institut „Ibn Sina“, Sarajevo.
Džami, Abdurrahman (2008): Baharistan, prijevod: Muamer Kodrić, Kulturni centar I. R. Iran, Sarajevo.
Đido, Merisa (2024), Historijat književnog prevođenja sa perzijskog na bosanski jezik, doktorska disertacija, Univerzitet u Sarajevu – Filozofski fakultet.
Faull, Katherine M. (ur.) (2004), Translation and Culture, Bucknell University Press, Lewisburg.
Firdusi, Ebul-Kasim (1928): Rustem i Suhrab: epizoda iz Šahname u 24 pevanja, prevod s persijskog dr. Fehim Bajraktarević, SKZ, Beograd.
Gačanin, Sabaheta (2016): Lirica Persica, antologija poetskog pamćenja, Orijentalni institut u Sarajevu, Sarajevo.
Gadžo, Šaban (2013): „Tradicija prevođenja, kazivanja i tumačenja Mesnevije u Sarajevu i nekim drugim mjestima, Behar – časopis za kulturu i društvena pitanja, god. XXII, br. 116, Zagreb, str. 3–12.
Gazić, Lejla (2010): „Fehim Bajraktarević – balkanski orijentalista evropskog tipa“, Znakovi vremena, br. 48-49, Sarajevo, str. 10–23.
Grupa učenjaka iz Transoksanije (2011), Od stvaranja čovjeka do Nuhova potopa: Prijevod Taberijeva Tefsira, s perzijskog jezika preveo Munir Drkić, Bookline, Sarajevo.
Hadžibajrić, Fejzullah (1987): „O prevodu drugog sveska Mesnevije“, u: Rumi, Mevlana Dželaluddin, Mesnevija I, prevod i komentar: Fejzullah Hadžibajrić, Tekijski odbor Nakšibendijsko Mevlevijske tekije na Mlinima u Sarajevu (Katedra Mesnevije), Sarajevo, I–II.
Hajjam, Omer (1964): Rubaije, s persijskog preveo i napomene i predgovor napisao Fehim Bajraktarević, Reč i misao, Beograd.
Hamadani, Einolqozāt (2007): Priprave, prijevod s perzijskog jezika: Namir Karahalilović, Kulturni centar I. R. Iran, Sarajevo; AL-HODA, International Publishers & Distributers.
Hasandedić, Hivzija (1998), „Kratak prevod (ekscerpt) druge vakufname Derviš-paše Bajezidagića iz Mostara“, Hercegovina, br. 10, Muzej Hercegovine, Arhiv Hercegovine, Zavod za zaštitu kulturno-historijskog i prirodnog naslijeđa, Mostar, str. 17–22.
Hedajat, Sadek (1973): Slepa sova, prevod: Nevena Stefanović-Čičanović, Nolit, Beograd.
Hoca, Nazif M. (1980): Sudi: hayatı, eserleri ve ili risalesi'nin metni, İstanbul Üniversitesi Edebiyat Fakültesi, Istanbul.
House, Juliane (2009): Translation, Oxford University Press, Oxford.
Ibn Munevver, Muhammed (2006): Tajne tevhida u postupcima šejha Ebu Seida, prijevod s perzijskog jezika Munir Drkić, Al-Hoda Publishers, Tehran; Kulturni centar Ambasade IR Iran u Sarajevu.
Iranske bajke (1978), izbor, prevod i pogovor: Bećir Džaka, Narodna knjiga, Beograd.
Jovanović-Zmaj, Jovan (1861): Istočni biser: Skupljene pesme raznih istočnih pesnika, troškom Dragutina Hinca, Novi Sad, drugo izdanje: I. Đurđević, Beograd, Sarajevo, 1920.
Karahalilović, Namir (2008): „Kruženje čaše: od Walid ibn Yazida do Ziyaije Mostarca“, Prilozi za orijentalnu filologiju, 57/2007, str. 11–124.
Karahalilović, Namir (2012): „O tematsko-motivskom utjecaju prvog gazela Hafizovog Divana na jedan gazel Zijaije Mostarca na perzijskom jeziku“, Pismo – časopis za jezik i književnost, god. 10, br. 1, str.
Karahalilović, Namir (2014): Kritičko izdanje djela Perivoj slavuja (Bolbolestān) autora Fevzija Mostarca, Filozofski fakultet u sarajevu, Sarajevo.
Karahalilović, Namir; Drkić, Munir (2014): Ahmed Sudi Bošnjak – komentator perzijskih klasika, Baština duhovnosti, Mostar, 2014.
Kodrić, Muamer (2005): Bazar kaligrafa: antologija suvremene iranske kratke priče, V.B.Z., Zagreb.
Kodrić, Muamer; Zildžić, Ahmed (2006): Savremena iranska književnost: izbor, Kulturni centar I. R. Iran, Sarajevo.
Mastur, Mustafa (2012): Poljubi Boga od mene, s perzijskog preveo Namir Karahalilović, Karađoz group, Sarajevo.
Mastur, Mustafa (2018): Svinjska kost u leproznoj ruci, prijevod s perzijskog jezika Muamer Kodrić, Buybook, Sarajevo.
Mostarac, Fevzi (1973): Bulbulistan, preveo s perzijskog Džemal Ćehajić, Svjetlost, Sarajevo.
Mostarac, Fevzija (2003): Bulbulistan, prijevod s perzijskog: Džemal Ćehajić, stilizacija: Džemaludin Latić, drugo izdanje 2011, Kulturni centar Ambasade IR Iran u Sarajevu, Sarajevo.
Navaei, Ebtehaj (2009): Budi biser, biser budi! Antologija perzijskoga pjesništva od 10. Stoljeća do naših dana, V.B.Z., Zagreb.
Nedžati, F. (1913): „Iz Hafiza“, Gajret, VI, br. 8-9, str. 171.
Nizami, Ganjavi (2003): Lejla i Medžnun, drugo izdanje 2005, treće izdanje 2010, četvrto izdanje 2018. godine, Connectum, Sarajevo.
Novi behar, br. 1-3, str. 35‒36; br. 4, str.39‒40; br. 5-6, str. 65–67; br. 7-8, str. 87–88.
Parsipur, Šahrnuš (2010): Žene bez muškaraca, prijevod s perzijskog jezika: Muamer Kodrić, Libris, Sarajevo.
Rumi, Dželaluddin (1996): Fihi ma fihi, s francuskog preveo S. Berberović, Kadirijsko-bedevijska tekija, Čeljigovići, Sarajevo.
Rumi, Dželaluddin (2004): Mesnevija III, prijevod Velid Imamović, Buybook, Sarajevo.
Rumi, Dželaluddin (2005): Mesnevija IV, prijevod Velid Imamović, Buybook, Sarajevo.
Rumi, Dželaluddin (2005): Mesnevija V, prijevod Velid Imamović, Buybook, Sarajevo.
Rumi, Dželaluddin (2007): Mesnevija VI, prijevod Velid Imamović, Buybook, Sarajevo.
Rumi, Dželaluddin (2011): Tajne uzvišenosti, prijevod s perzijskog i arapskog jezika Munir Drkić, Bookline, Sarajevo.
Rumi, Dželaluddin (2016a): Ostrvo Mesnevije, prijevod s perzijskog i predgovor Munir Drkić, Bookline, Sarajevo.
Rumi, Dželaluddin (2016a): Sedam besjeda, prijevod s perzijskog jezika Munir Drkić, Centar za napredne studije i El-Kalem, Sarajevo.
Rumi, Hazreti Mevlana Dželaluddin (1935): „Dun'ja kao stara ružna baba. Mistično-alegorična priča u stihu iz Mesnevi-i-šerifa (prevod u prozi“, preveo Ibni Adem, Islamski svijet, br. 124, Zabavni prilog, str. 17–18.
Safvet, M. (1928): „Hajjamove rubaije“, Gajret, str. 68, 87, 101.
Shojaei, Seyed Mehdi (2011): Plavo, ali boje sumraka i druge priče, prijevod Elvir Musić, Kulturni centar I. R. Irana, Beograd.
Sulejmanpašić, Dževad (1928): Prepevi iz Hafizovog Divana, Prosveta, Sarajevo.
Svara, Maksim Zija (1930-31): „Iz Mesnevije“, Novi behar, br. 8, str. 121.
Šafīʿī Kadkanī, Mohammad Rezā (1380/2001): Zabūr-e pārsī: negāhī be zendegī wa ġazalhā-ye fārsī-ye ʿAttār, Mo'assese-ye entešārāt-e Āgāh, Tehrān.
Šejh Sadi (1897a): „Hadžadži ibni Jusuf i derviš“ preveo Omer-beg Sulejmanpašić, Bosanska vila, god. XII, br. 11, str. 167-168;
Šejh Sadi (1897b): „Koliko vrijedi post“, preveo Omer-beg Sulejmanpašić, Bosanska vila, god. XII, br. 11, str. 168.
Širazi, Hafiz (2009): Divan, S perzijskog preveo: Bećir Džaka, Naučnoistraživački institut “Ibn Sina”, Sarajevo.
Širazi, Sadi (1989): Đulistan, s perzijskog preveo Salih Trako, El-Kalem, Sarajevo.
Širazi, Šejh Sadi (2005): Đulistan, prijevod i komentari: Ahmed Ananda, Buybook, Sarajevo.
Trako, Salih (1987): „Predavanja Mesnevije i mesnevihani u Sarajevu“, Anali Gazi Husrev-begove biblioteke, br. XIII-XIV, str. 220–226.
Trako, Salih (1975): „Prvi prijevod Šejh-Sadijeva Đulistana na srpskohrvatski“,Prilozi za orijentalnu filologiju XXII-XXIII/1972-73, Sarajevo, str. 369‒381.
Zildžić, Ahmed (2006): „Poslanica o prijevodu, prevodiocima i još ponečemu“, Odjek, br. 62, str. 163–172.
Zildžić, Ahmed (2013): „Kasida šīniyya ῾Abdullaha al-Bosnawīja na perzijskom jeziku, Prilozi za orijentalnu filologiju, 62/2012, str. 177–214.
آثار ترجمه و منتشرشده توسط بنیاد ملاصدرا:
Abbas ibn Ali, bajraktar Kerbele. 2012. Autor: HUSEJN SABURI. Prevod: Sejjid Husejn Al-Baldawi.
Bit islama.2004. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Ibrahim Avdić.
Božija pravda (‘Adle ilahi). 2006. Autor: MURTEZA MUTAHARI. Prevod: Mirsad Hadžajlić.
BUKET CVIJEĆA – iz vrta predaja Poslanika, s.a.v.a., i Ehli-Bejta, a.s. 2009. Autor: SEJJID KAMAL FAGHIH IMANI. Prevod: Amina Čorak.
Ciklus predavanja o kur’anskoj uputi. 2004. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Ibrahim Avdić.
Čovjek prije ovog, na ovom i na budućem svijetu. 2025. Autor: Allame Sejjid Muhammed Husejn Tabatabai. Prevod: Ermin Klepo.
Čovjek u islamu. 2018. Autor: Ahmed Vaezi. Prevod: Sabahudin Šarić.
Čovjekov zavjet Bogu. 2019. Autor: Mohammad Mohammadijan. Prevod: Nihad Muftić.
Dijete, naslijeđe i odgoj,. 2011. Autor: Muhammed Taqi Felsefi Prijevod: Ibrahim Avdić.
DOVA U BAŠTINI POSLANIKOVE PORODICE. 2012. Autor: Muhammed Mehdi el-Asifi Prijevod s arapskog: Adnan Mešanović, Mustafa Prljača, Samed Jeleškovi.
DOVE ODABRANIH MJESECI. 2009. Autor: Šejh Abbas Qomi Prijevod: Lutfi Akbaš.
Društvo i historija sa stanovišta Kur’ana. 2020. Autor: Mohammad Taqi Mesbah Yazdi. Prevod: Sabahudin Šarić.
Duhovni propisi mubarek ramazana. 2007. Autor: MUHAMMED TAQI MISBAH YAZDI, HADŽI MIRZA DŽEVAD MELIKI TABRIZI. Prevod: Muamer Kodrić.
El-Bejan – Uputa u tumačenje Kur’ana. 2013. Autor: SEJJID EBUL-KASIM EL-HUI. Prevod: Mustafa Prljača.
Epistemologija. 2025. Autor: Mohammad Hosejnzade. Prevod: Anisa Alibašić.
Eseji iz filozofije religije. 2022. Autor: Grupa autora. Prevod: Refik Razić
ETIČKI STAVOVI ALLAME TABATABAIJA. 2014. Autor: Reza Ramezani Prijevod s perzijskog: Ertan Basarik.
Filozofija morala. 2016. Autor: Amir Havas, Sejjed Akbar Hosejni, Ahmad Dabiri, Ahmad Hosejn Šarifi i Ali Pakpur. Prevod: Akbaš Lutfi.
FORMALNA LOGIKA. 2015. Autor: Muhammed Honsari Prijevod s perzijskog: Akbaš Lutfi.
Fragmenti iz života Allame Tabatabaija. 2004. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: -.
Hafizov Irfan. 2009. Autor: MURTEZA MUTAHARI. Prevod: Sedad Dizdarević.
HILJADU I JEDNA TAJNA NAMAZA. 2015. Autor: Hosejn Dejlami Prijevod s perzijskog: Ertan Basarik.
Historija islamske filofozije. 2017. Autor: Mahdi Banai. Prevod: Muamer Kodrić.
HISTORIJA ISLAMSKE FILOZOFIJE. 2015. Autor: SKUPINA AUTORA Prijevod s perzijskog: Muamer Kodrić, Lutfi Akbaš.
HISTORIJA ISLAMSKE KULTURE I CIVILIZACIJE. 2013. Autor: Fatima Džanahmedi Prijevod s perzijskog: Sedad Dizdarević.
HISTORIJA ZAPADNE FILOZOFIJE. 2015. Autor: Mahdi Bannai Prijevod s perzijskog: Muamer Kodrić.
Imam Homeini, etika i politika. 2022. Autor: Sayyed Hasan Eslami. Prevod: Emina Šahinović
Imamet u Kur’anu. 2005. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Amar Imamović.
Islam i Poslanik u očima drugih. 2011. Autor: AHMED HAMID. Prevod: Mustafa Prljača.
Islamska logika. 2004. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Amar Imamović.
Islamska misao u Kur’anu. 2024. Autor: Sejjid Ali Hamenei. Prevod: Ermin Klepo.
ISLAMSKA NAUČAVANJA. 2012. Autor: Sejjid Ali Reza Sadr Husejni Prijevod s perzijskog: Muamer Kodrić i Akbaš Lutfi.
Islamska vjerovanja. 2025. Autor: Mohammad Ali Shomali. Prevod: Amina Čorak.
Islamsko – irfanske teme. 2005. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Amar Imamović, Ertan Basarik, Ibrahim Avdić.
Karakteristike islama. 2004. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Ertan Basarik.
Kerbela u predajama. 2012. Autor: Mohammad Mohammadijan Prijevod: Amar Imamović.
KLJUČEVI ŽIVOTA. 2018. Autor: Dževadi Amoli. Prevod: Muamer Kodrić.
Komentar sure Jasin. 2011. Autor: MUHSIN KIRAATI. Prevod: Ertan Basarik.
KORACI KA SAMOIZGRADNJI. 2012. Autor: Muhammed Reza Mahdevi Kani Prijevod s perzijskog: Samed Jelešković, Elvir Musić i Refik Razić.
Kur’anska naučavanja (Teologija). 2018. Autor: Muhammed Taqi Misbah Yazdi. Prevod: Refik Razić.
Kur’anska naučavanja 2 ( Kozmologija i antropologija). 2018. Autor: Muhammed Taqi Misbah Yazdi. Prevod: Refik Razić.
KUR'AN U ISLAMU. 2008. Autor: Sejjid Muhammed Husejn Tabatabai Prijevod: Enes Karić i Nusret Čančar.
Metodologija (Odsjek za teologiju). 2020. Autor: Ebrāhīm Fethollahī. Prevod: Nihad Muftić
MJERA MUDROSTI. IZBOR IZ ZBIRKE HADISA.2012. Priređivač: Muhammedi Rey Šehri Prijevod s arapskog: Amar Imamović i Ertan Basarik.
Mladi, razum i osjećanja. 2012. Autor: Muhammed Taqi Falsafi Prijevod: Nihad Čamdžić.
Mudrosti Vjerovjesnika islama. 2012. Autor: MUHAMMEDI REY ŠEHRI. Prevod: Mehmedalija Hadžić, Samed Jelešković.
MUHAMMED, POSLANIK MILOSTI. 2011. Autor: Husejn Salih Prijevod s perzijskog: Elma Kamali.
Mulla Sadrova transcendentalna filozofija. 2005. Autor: S.M. HAMENEI. Prevod: Ibrahim Avdić.
Načela filozofije i metod realizma. 2007. Autor: ALLAME TABATABAI, MURTEZA MUTAHARI. Prevod: Ertan Basarik.
NAČELA ISLAMSKE ETIKE. 2015. Autor: Mohammad Fath Ali Hani Prijevod s perzijskog: Ertan Basarik.
Nakon Imama. 2019. Autor: Akbar Eydi. Prevod: Sabahudin Šarić.
Nasirova etika. 2020. Autor: Nasiruddin Tusi. Prevod: Sedad Dizdarević.
Nehdžul-belaga, Proživljenje. 2004. Autor: MOHAMMAD REZA PEYSEPAR. Prevod: Amar Imamović.
O pismu lidera Islamske revolucije ajatollaha Hameneija mladima na Zapadu. 2021. Autor: Akbar Eydi. Prevod: Lutfi Akbaš
Odabrane pouke o namazu. 2016. Autor: Hosejn Dejlami. Prevod: Ertan Basarik.
Odgovori na pitanja učenih. 2025. Autor: Mohammad Hosein Rohšad. Prevod: Ibrahim Avdić i Lutfi Akbaš.
ODGOVORI NA PITANJA. 2009-2015. Autor: Akbar Eydi Prijevod: Ertan Basarik, Ibrahim Avdić, Arman Berberac, Amina Čorak.
Okcidentalizam. 2017. Autor: Sayyed Ahmad Rahnamayi. Prevod: Nermin Hodžić.
Osnove filozofije morala. 2025. Autor: Mohammad Taqi Mesbah Yazdi. Prevod: Lutfi Akbaš.
Osnove tefsira. 2004. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Amar Imamović, Ertan Basarik, Nermin Hodžić.
OSNOVE VJEROVANJA POSLANIKOVE PORODICE. 2012. Autor: Muhammed Taqi Misbah Yazdi Prijevod s perzijskog: Ertan Basarik i Akbaš Lutfi.
Podučavanje vjerskim pojmovima ukorak s razvojnom psihologijom. 2021. Autor: Naser Bahonar. Prevod: Mediha Hadžajlić
POLITIČKA TEORIJA ISLAMA. 2014-2015. Autor: Muhammed Taqi Misbah Yazdi Prijevod s perzijskog: Ahmed Zildžić.
Poslanica o srži duhovnog putovanja.2009. Autor: ALLAME TEHERANI. Prevod: Amar Imamović.
Poslanik milosti. 2023. Autor: Sejjid Ali Hamenei. Prevod: Sabahudin Šarić.
Pouka o odgoju. 2006. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Ertan Basarik.
Primijenjena psihologija odgoja. 2019. Autor: Golamali Afruz. Prevod: Mediha Hadžajlić.
PUTEVI I STAZE DOBRA. 2011. Autor: Muhammed Taqi Misbah Yazdi Prijevod s perzijskog: Akbaš Lutfi.
Rasprava o poslanstvu. 2004. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Amar Imamović.
Razum i ljubav. 2012. Autor: MUHAMMED TAQI SOHRABIFER. Prevod: Amina Čorak.
Samospoznaja. 2005. Autor: MUHAMMED TAQI MISBAH YAZDI. Prevod: Lutfi Akbaš
Savršeni ahlak. 2004. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Amar Imamović.
Sekularizam ili vjera?. 2004. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Ertan Basarik.
Sjećanja ajetollaha Hameneija na revolucionarnu borbu. 2023. Autor: Mohammad Ali Azaršab. Prevod: Ankica Behdžati Ardakani.
STAVOVI ISLAMSKIH MISLILACA O OBRAZOVANJU I ODGOJU. 2008-2015. Autori: Skupina autora Prijevod: Amar Imamović, Akbaš Lutfi i Sedad Dizdarević.
Tajne s Miradža. 2021. Autor: Ali Se'adet Perver. Prevod: Ensar Karaman.
Tefsir el-Mizan. 2009. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Ertan Basarik.
Temelji islamske culture. 2019. Autor: Sejjid Ali Hamenei. Prevod: Refik Razić.
Temelji islamske culture.2020. Autor: Sejjid Ali Hamenei. Prevod: Elvir Musić
Temelji islamske etike. 2016. Autor: Mohammad Fathali Hani. Prevod: Ertan Basarik.
TEMELJI ISLAMSKE KULTURE. 2014. Autor: Sejjid Ali Hamenei Prijevod s perzijskog: Sabahudin Šarić.
Temeljne postavke o akaidu. 2004. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Amar Imamović, Ertan Basarik, Nermin Hodžić.
TUMAČENJE “POLOŽAJA ARIFA” iz Ibn Sinaovog djela El-Išārāt ve-t-tenbīhāt. 2019. Autor: Akbar Eydi. Prevod: Ibrahim Avdić.
Tumačenje 40 hadisa. 2018. Autor: Ruhullah Musavi Homeini. Prevod: Amar Imamović i Lutfi Akbaš.
Tumačenje 40 hadisa. 2019. Autor: Ruhullah Musavi Homeini. Prevod: Lutfi Akbaš i Samed.
U iščekivanju ramazana. 2009. Autor: SEJJID MUHAMMED DŽEVAD VEZIRI. Prevod: Amar Imamović.
U potrazi za islamskom gnozom. 2022. Autor: Muhammed Taqi Misbah Yazdi. Prevod: Nihad Čamdžić.
Učenje o duši u djelu Ibn Sine. 2009. Autor: ŠEJH AKBAR EYDI. Prevod: Amar Imamović.
UNIVERZALNA LJUDSKA PRAVA. 2014. Autor: Mohammad Taki Dža'fari Prijevod s perzijskog: Sabahudin Šarić.
Upoznavanje sa gnostičkim pokretima. 2020. Autor: Mohammad Taqī Fe'ālī. Prevod: Muamer Kodrić.
UVOD U HERMENEUTIKU. 2014. Autor: Ahmed Va'ezi Prijevod s perzijskog: Sabahudin Šarić.
Uvod u islamski svjetonazor. 2011. Autor: Murteza Mutahari Prijevod: Mediha Imamović i Sabahudin Šarić.
UVOĐENJE U ISLAMSKE NAUKE, 1 LOGIKA I FILOZOFIJA.2012. Autor: Murteza Mutahari Prijevod s perzijskog: Tehran Halilović.
UVOĐENJE U KUR'ANSKE ZNANOSTI. 2013. Autor: Mohammad Hadi Ma‘refat Prijevod s perzijskog: Arman Berberac.
VRLINE ČESTITIH U KUR'ANU. 2012. Autori: Skupina autora Prijevod s perzijskog: Sedad Dizdarević.
ŽIVE SVJETSKE RELIGIJE. 2012. Autor: Abdurrahim Solejmani Prijevod s perzijskog: Refik Razić.
40 godina uspona Islamske revolucije. 2022. Autor: Seyyed Mohammad Hoseyn Ragi i Seyyed Mohammad Reza Xatami. Prevod: Ermin Klepo.
آثار ترجمه و منتشرشده توسط رایزنی جمهوری اسلامی ایران در بلگراد:
КУР'АН У ИСЛАМУ. 1991. Аутор: С. М. Хосеин Табатабаи Преводилац: Енес Карић и Нусрет. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
КЊИГА О ИСЛАМУ ЗА ДЕЦУ (4 ТОМА). 1993. Аутор: Ајатолах Ибрахим Амини Преводилац: Мирјана Абдоли. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
УЗРОЦИ НАКЛОЊЕНОСТИ КА МАТЕРИЈАЛИЗМУ. 1995. Аутор: Мортеза Мотахари Преводилац: Мирјана Абдоли. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ШИИЈЕ У ИСЛАМУ. 1995. Аутор: С. М. Хосеин Табатаби Преводилац: Мирјана Абдоли. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ЧОВЕК И ВЕРОВАЊЕ. 1997. Аутор: Мортеза Мотахари Преводилац: Мохамад Реза Мотаги. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ЧОВЕК У КУР'АНУ. 1997. Аутор: Мортеза Мотахари Преводилац: Мохамад Реза Мотаги. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
СЕКСУАЛНА ЕТИКА У ИСЛАМУ И НА ЗАПАДУ. 1997. Аутор: Мортеза Мотахари Преводилац: Мохамад Реза Мотаги. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ТРАЧАК ТАЈНИ НАМАЗА. 1997. Аутор: Мохсен Гера’ати Преводилац: Џамшид Моазами Гударзи. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ДОБРЕ. ПРИЧЕ. ЗА. ДОБРУ ДЕЦУ. 1997, 2010. Аутор: Махди Азар Јазди Преводилац: Александар Војводић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
МОНОТЕИСТИЧКО СХВАТАЊЕ СВЕТА. 1997. Аутор: Мортеза Мотахари Преводилац: Осман Пекарић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ИМАМ АЛИ ЗАПОВЕДНИК ВЕРНИХ. 1998. Група аутора Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ПРИНЦИПИ ВЈЕРЕ. 1998. Група аутора Преводилац: -. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ФЕТРАТ. 1999. Аутор: Мортеза Мотахари Преводилац: Џамшид Моазами Гударзи. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ШТА ЈЕ НАМАЗ?. 2000. Аутор: Мухамед Хусеин Бехешти. Издавач: Исламска заједница Србије, Културни Центар ИР Ирана у Србији.
ШИИТСКА. 2001. Аутор: Аламе Сејед Мохамад Хосеин Табатаба’и Преводилац: Мирјана Абдоли. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ШТА ЈЕ ИСЛАМ?. 2001. Аутор: Центар за међународне културолошке студије Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ДУХОВНА КАЗИВАЊА. 2001. Аутор: Мортеза Мотахари Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
АЛИ ИЗМЕЂУ ЉУБАВИ И НЕТРПЕЉИВОСТИ. 2001. Аутор: Мортеза Мотахари Преводилац: Моамер Кодрић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
РУБАИЈЕ Омера Хајјама. 2002, 2010. Аутор: Омер Хајам Преводилац: Душан Симеоновић (бивши Амбасадор Србије у Ирану). Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ШИИЗАМ И ПРОРОЧКА ФИЛОЗОФИЈА. 2002. Аутор: Анри Корбен Преводилац: Неркез Смаилагић / Тарик Хаверић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
КУЛТУРА РАЗГОЛИЋЕНОСТИ И РАЗГОЛИЋЕНОСТ КУЛТУРЕ. 2003. Аутор: др Голам Али Хадад Адел Преводилац: Милена Ројаи, Александар Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
КУЛТУРОЛОШКИ СТАВОВИ ВОЂЕ ИСЛАМСКЕ РЕВОЛУЦИЈЕ ИРАНА АЈАТОЛАХА СЕЈЈИДА АЛИ ХАМНЕИЈА. 2003. Аутор: Ајатолах Сејјид Али Хамнеи Преводилац: Мирјана Абдоли. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ИСТОРИЈА ПЕРСИЈСКЕ КЊИЖЕВНОСТИ. 2004. Приредио: Др Ахмед Тамимдари Преводилац: Сеид Халиловић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
АРДАВИРАФНАМЕ (РАЈ И ПАКАО У МАЗДАИСТИЧКОЈ РЕЛИГИЈИ). 2005, 2015. Преводилац: Дејан Спасојевић. Издавач: Културни центар ИР Ирана / Пешић и синови / Центар за изучавање традиције „Укронија“.
МУХАМЕД УЗВИШЕНИ МОРАЛ БОЖЈЕГ ПОСЛАНИКА. 2006, 2008. Аутор: Ајатолах Сејед Мохамад Таги Модареси, Мортеза Мотахари Преводилац: Фуад Хаџимехмедовић, Муамер Халиловић, Александар Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ХАХАМАНЕШИДСКИ КРАЉЕВСКИ НАТПИСИ Аријевско или старо персијско клинасто писмо. 2016. Аутор: Р. М. Г. Абади Преводилац: Дејан Спасојевић. Издавач: Либеро.
СТО ПЕРСИЈСКИХ И СРПСКИХ ПОСЛОВИЦА. Аутор: Абдолкарим Азизи Преводилац: Зоран Николић. 2006, 2016. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ПЕРСИЈСКЕ БАЈКЕ СВЕЖЕ ПРИЧЕ ИЗ СТАРИХ КЊИГА. 2006, 2009. Аутор: Махди Азар Јазди Преводилац: Дејан Спасојевић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
БИТАК И ПАД Антропологија у исламу. 2007. Аутор: Др Хамид Парсанија Преводилац: Др Сеид Халиловић. Издавач: Метафизика / Културни центар ИР Ирана.
ЈЕДИНО СВЕ. 2007, 2010, 2016. Аутор: Мевлана Џелалудин Руми Преводилац: Александар Ђусић, Александар Љубиша. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ПРИПОВЕСТ О БУЂЕЊУ. 2008. Аутор: Хамид Ансари Преводилац: Милена Радуловић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ИРАНСКИ БАЗАРИ. 2009. Аутор: Хусеин Султанзаде Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ИРАНСКИ ПРАЗНИЦИ. 2009. Аутор: Аскар Бахрами Преводилац: Дејан Спасојевић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
БУСТАН. 2010. Аутор: Са'ди Ширази Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ХАСАНОВЕ ПРИЧЕ. 2010. Аутор: Мохамед Реза Јусефи Преводилац: Жана Акопџањан. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ПЛАВО АЛИ БОЈЕ СУМРАКА. 2011. Аутор: Сејид Махди Шоџаји Преводилац: Елвир Мусић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ИСТИНИТЕ. ПРИЧЕ. 2011. Аутор: Мортеза Мотахари Преводилац: Аниса Алибашић; Нада Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ПАРВИН ЕТЕСАМИ Звезда поетског неба персијске књижевности. 2011. Преводилац: Зорана Јанковић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ПРИЧЕ ИЗ ИРАНСКИХ КРАЈЕВА. 2011. Аутор: Мохамад Џа’фери Преводилац: Дејан Спасојевић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
УПОЗНАЈМО ЧАСНИ КУР'АН Тумачење и превод 30 џуза. 2011. Аутор: Фарзане Занбаки Преводилац: Нада Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
Имам Зејнул-Абидин ПОСЛАНИЦА О ПРАВИМА Права и обавезе у исламу. 2011. Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
Имам Али ибн Аби Талиб ПИСМО МАЛИКУ АШТАРУ О управљању у исламу. 2011. Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ОСНОВЕ ПЕРСИЈСКОГ ЈЕЗИКА 1: Радна свеска. 2011, 20313. Аутор: Др Ахмад Сафар Могадам Преводилац: Милена Радуловић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ОСНОВЕ ПЕРСИЈСКОГ ЈЕЗИКА 1, Уџбеник. 2011, 2013. Аутор: Др Ахмад Сафар Могадам Преводилац: Милена Радуловић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ГОВОР ПТИЦА. 2011. Аутор: Феридудин Мухамед Атар Преводилац: Слободан Ђуровић (на основу превода Ахмеда Ананде). Издавач: Културни центар ИР Ирана.
САХИФА ПОТПУНА КЊИГА СЕЏАДОВА (а.с.) Мољења и сашаптавања имама Али ибн Хусеина Зејнул Абидина (а.с.). 2013. Аутор: Имам Али ибн Хусеин Зејнул Абидин (а.с.) Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
НЕХЏУЛ БЕЛАГА СТАЗА РЕЧИТОСТИ Беседе, писма и изреке Имама Алија (а.с.). 2013. Аутор: Имам Али ибн Абу Талиб (а.с.) Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ХАФИЗОВ ДИВАН. 2015. Аутор: Хаџе Шамсудин Мухамад Хафиз Ширази Преводилац: Слободан Ђуровић (на основу превода Бећира Џаке). Издавач: Културни центар ИР Ирана.
САЛАМ ФАРСИ Уџбеник персијског језика. 2015. Аутор: Саид Сафари Преводилац: Соња Манојловић. Издавач: Филолошки факултет у Београду, Културни центар ИР Ирана у Београду, Фондација „Сади“.
РУСТЕМ И СУХРАБ. 2016. Аутор: Абул Касим Мансур Фирдуси Преводилац: Фехим Бајрактаревић. Издавач: Културни центар ИР Ирана.
ПРИЧЕ СА САБАЛАНА. 2017. Аутор: Мохамад Реза Бајрами Преводилац: Милош Делић. Издавач: Геопоетика.
ПАРТИЈА ШАХА С МАШИНОМ СУДЊЕГ ДАНА. 2019. Аутор: Хабиб Ахмадзаде Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Геопоетика.
МАЏИДОВЕ ПРИЧЕ. 2019. Аутор: Хушанг Моради Кермани Преводилац: Александар Драговић, Петар Јаначковић. Издавач: Службени гласник.
Покојници из зеленог врта. 2021. Аутор: Мухамед Реза Бајрами. Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Службени гласник.
Блистави звуци јутра. 2023. Преводилац: Александар Драговић, Петар Јаначковић. Издавач: ukronija.
Имам Реза, мудрац из Мухамедове породице. 2024. Аутор: Амир Салмани Рахими, др Мортеза Енферади и Бехзад Немати. Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Утопија.
Франгис. 2024. Аутор: Махназ Фатахи. Преводилац: Нермин Хоџић. Издавач: Агноста.
Диван“ Хафеза. 2024. Аутор: Хаџе Шамсудин. Преводилац: Александар Драговић, Петар Јаначковић. Издавач: ukronija.
Иран на длану. 2025. Аутор: лександр (Салах) Драговић. Издавач: Чигоја.
Савремена иранска кратка прича. 2025. . Преводилац: Александар Драговић. Издавач: Геопоетика.
نمایۀ فارسی آثار کلاسیک فارسی ترجمهشده به زبان بوسنیایی
در این بررسی تنها آثاری گنجانده شدهاند که مستقیماً از زبان فارسی ترجمه شدهاند و ترجمههایی که از زبانهای واسطه (انگلیسی، آلمانی و...) انجام شدهاند، حذف شدهاند:
- تمهیدات عینالقضاه همدانی، ترجمۀ نامیر کاراهلیلوویچ، مرکز فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سارایوو، ۲۰۰۷، چاپ اول.
- مثنوی معنوی، جلد اول، مولانا جلالالدین بلخی، ترجمۀ فیضالله حاجیبایریچ، هیئت تکایای نقشبندی-مولوی در ملینی، سارایوو، ۱۹۸۰.
- مثنوی معنوی، جلد دوم، مولانا جلالالدین بلخی، ترجمۀ فیضالله حاجیبایریچ.
- مثنوی معنوی، جلد سوم، مولانا جلالالدین بلخی، ترجمۀ خالد حاجیمولیچ، کاتدرای مثنوی، سارایوو، ۱۹۹۶.
- منطقالطیر از فریدالدین عطار نیشابوری، ترجمۀ احمد زیلدزیچ، مرکز فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، سارایوو، ۲۰۰۵، ۳۸۰ صفحه.
- بهارستان از مولانا عبدالرحمن جامی، ترجمۀ معمر کودریچ، (در دست انتشار: انتشارات بویبوک، سارایوو).
- پندنامه از فریدالدین عطار نیشابوری، ترجمۀ محمد هولوسی ملاحلیلوویچ، الکلم، سارایوو، ۱۹۹۰، ۱۲۶ صفحه.
- گلستان سعدی، ترجمۀ صالح تراکو، الکلم، سارایوو.
- بختیارنامه، ترجمۀ بچیر ژاکا، سارایوو، انتشارات وسلین ماشلسا، ۱۹۸۹، ۱۴۴ صفحه.
- دیوان حافظ، ترجمۀ بچیر ژاکا، مؤسسۀ علمی و پژوهشی ابنسینا، سارایوو.
- رستم و سهراب – بخشی از شاهنامه، ترجمۀ فهیم بایراکتاریویچ، انجمن ادبیات صربستان، بلگراد، ۱۹۲۶.
- رباعیات عمر خیام، ترجمۀ فهیم بایراکتاریویچ، انتشارات راد، بلگراد، ۱۹۸۳.
- رباعیات عمر خیام، ترجمۀ صفوتبیگ باشاگیچ، زاگرب، انتشارات ملادست، ۱۹۵۵.
- چهار شاعر فارسیزبان: مولانا، خیام، سعدی، حافظ، ترجمۀ بچیر ژاکا، سارایوو، انتشارات سوجتلست، ۱۹۹۶.
اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر، ترجمۀ منیر درکیچ، مرکز فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران، سارایوو، ۲۰۰۶.
نمایۀ فارسی دیگر کتابهای ترجمهشده از زبان فارسی
- شعر معاصر ایران، ترجمۀ بچیر ژاکا، انتشارات باگدالا، کروشواتس، ۱۹۸۵.
- گزیدهای از ادبیات معاصر فارسی، ترجمۀ احمد زیلدزیچ و معمر کودریچ، مرکز فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، سارایوو، ۲۰۰۶، ۲۰۰ صفحه.
- زمزمۀ آب (عنوان فارسی: صدای پای آب) اثر سهراب سپهری، ترجمۀ ابتهاج نوایی، زاگرب، ۲۰۰۴.
- بازار خوشنویسان – گزیدهای از ادبیات معاصر فارسی، ترجمۀ معمر کودریچ، انتشارات VBZ، زاگرب، ۲۰۰۶.
- دربارۀ تاریخ تمدن اسلامی (عنوان فارسی: کارنامۀ اسلام)، نوشتۀ عبدالحسین زرینکوب، ترجمۀ احمد زیلدزیچ، ابنسینا، سارایوو، ۱۹۹۷.
[1] Istočni biser
[2] Jovan Jovanović Zmaj
[3] Novi Sad
[4] Fridrich Martin von Bodenstedt
[5] Junus Remzi Stovro
[6] Cafer Tayyar
[7] Mehmed Hulusi Mulahalilović
[8] Rahić
[9] Brčko
[10] Šaćir Sikirić
[11] Alija Sadiković
[12] Safvet-beg Bašagić
[13] Fehim Bajraktarević
[14] Dževad Sulejmanpašić
[15] Omer-beg Sulejmanpašić
[16] Musa Ćazim Ćatić
[17] Muhammed Tajjib Okić
[18] Šemsuddin Sarajlić
[19] Osman Asaf Sokolović
[20] Prosvjeta
[21] Pobratim
[22] Nada
[23] Behar
[24] Novi behar
[25] Gajret
[26] Bosanska vila
[27] Maksim Svara
[28] Islamski svijet
[29] Adem Karađozović
[30] Srepski književni glasnik
[31] Džemal Ćehajić
[32] Iz persijske poezije
[33] Savremena poezija Irana
[34] Iranske bajke
[35] Fejzullah Hadžibajrić
[36] Salih Trako
[37] Nevena Čičanović Stevanović
منبع: پایان نامه مقطع دکتری خانم مریسا شهیچ، آموزشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سارایوو، با عنوان «ترجمه از زبان فارسی به زبان بوسنیایی»، 2024
6/6/1404
نظر شما